کرامات امام باقر (علیه السلام)

کرامات امام باقر (علیه السلام)

حضرت ابو جعفر، محمد بن علی علیه السلام در سوم صفر (24) سال 57 هجری قمری در مدینه منوره متولد شد. پدر آن بزرگوار حضرت علی بن الحسین، امام سجاد علیه السلام و مادر گرامی اش فاطمه دختر امام حسن مجتبی علیه السلام است. به این ترتیب آن حضرت از طرف پدر و مادرش هاشمی و علوی می باشد. امام باقر علیه السلام سه سال و شش ماه با جدش امام حسین علیه السلام و 34 سال با پدرش امام زین العابدین علیه السلام زندگی کرده و 19 سال و ده ماه نیز مدت امامت آن حجت الهی به طول انجامید.

ادامه مطلب

داستان قنبر ، غلام حضرت امیرالمومنین(ع)

داستان قنبر ، غلام حضرت امیرالمومنین(ع)

جوان کافری عاشق دختر عمویش شد. عمویش پادشاه حبشه بود . 

جوان نزد عمو رفت و گفت:
عمو جان من عاشق دخترت هستم. آمده ام برای خواستگاری…

ادامه مطلب

چند منبع معتبر برای کودکان و نوجوانان در مورد پیامبران و امامان

چند منبع معتبر برای کودکان و نوجوانان در مورد پیامبران و امامان

هر فرد مسلمان باید در طول زندگی، مطالعه برخی کتب را به عنوان برنامه دائمی خود داشته باشد. مانند مطالعه قرآن که کلام الهی و منبع بزرگ معارف و علوم اسلامی است. و مطالعه رهنمودهای معصومین و احادیث نقل شده از ایشان که حاوی ارزنده ترین مطالب و معارف است و دنیا و آخرت انسان را می سازد. و مطالعه دعاهای نقل شده از معصومین که در موارد و مناسبت های مختلف وارد شده است، و در کتاب هائی نظیر مفاتیح الجنان نقل گردیده است.

ادامه مطلب

دوران نوجوانی پیامبر(ص)

دوران نوجوانی پیامبر(ص)

پس از آن که حضرت محمّد(ص) دوران نوجوانى و جوانى خود را گذراند، اين دوران كه براى افراد عادى، سن ستيزه جويى و آلودگى به شهوت و هوسهاى زودگذر است، براى محمّد(ص) جوان، سنى بود همراه با پاكى، راستى و امانت بى مانند بود. صدق لهجه، راستى كردار، ملايمت و صبر و حوصله، در تمام حركاتش ‍ ظاهر و آشكار بود.

ادامه مطلب

حضرت مریم(س)

حضرت مریم(س)

عمران(پدرمریم) از فرزندان سلیمان بن داوود و از بزرگان و روسای بنی اسرائیل بود و حتی در حدیثی است که وی یکی از پیغمبران بوده که به سوی قوم خود مبعوث گشته است . همسر عمران که طبق مشهور نامش حنه بوده است ، سالها بود که در آرزوی فرزندی بسر می برد و تدریجاً از داشتن فرزند مایوس شده بود تا یک روز که در زیر درختی نشسته بود ، پرنده ای را مشاهده کرد که با منقار خود به جوجه اش غذا می دهد ، این منظره حنه را مجدداً به یاد فرزند انداخت و با حسرت و اندوه به درگاه خدای تعالی دعا کرد که خداوند این آرزویش را برآورد و فرزندی بدو عنایت کند و به دنبال آن دعا ، نذر کرد که اگر صاحب فرزندی شد، او را به خدمتکاری بیت المقدس واگذار و به معبد بسپارد. ادامه مطلب

موسی و خضر(علیهما السلام)

موسی و خضر(علیهما السلام)

«وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِفَتَاهُ لا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُبًا»(کهف/60 -82)

موسی و خضر(علیهما السلام)

پیش از آنکه به داستان همراهی حضرت خضر و موسی بپردازیم ، جا دارد مختصری با حضرت خضر(ع) آشنا شویم. ادامه مطلب

موسی(ع) و داستان سامری

موسی(ع) و داستان سامری

موسی(ع) هنگامی که در مصر بود، طبق وحی الهی به بنی اسرائیل وعده داد هر زمان خدای تعالی فرعون را نابود کرد، کتابی بیاورد که متضمن حلال و حرام و شرایع و احکام برای آنها باشد و چون خدای تعالی فرعون را غرق و نابود کرد، بنی اسرائیل از موسی کتاب خواستند و موسی نیز از پروردگار خود خواست تا به وعده­ای که به او داده بود، عمل کند و کتاب به او عطا فرماید. ادامه مطلب

حضرت موسي و شبانی برای حضرت شعيب(ع)

حضرت موسي و شبانی برای حضرت شعيب(ع)

حضرت موسي بعد از خارج شدن از مصر پس از گذشت شب­ها و روزها و تحمل همه مشکلات و سختی­ها به دروازه شهر مدین رسید، برای رفع خستگی در زیر درختی آرمید، در زیر آن درخت چاهی قرار داشت. موسی (ع) دید که جمعی از مردم شهر برای آب دادن گوسفندانشان در سر آن چاه اجتماع کرده­اند و در گوشه­ای نیز دو زن را دید که گوسفندانی در پیش دارند ولی برای آب دادن آنها به جلو نمی­آیند، از گوسفندان خود نگهداری می­کنند تا با گوسفندان دیگر مخلوط نشوند. ادامه مطلب

حضرت موسی(ع)

حضرت موسی(ع)

قبل از پرداختن به احوالات موسی (ع) لازم است به طور اختصار وضع بنی اسرائیل را در کشور مصر از نظر بگذرانیم و از مشکلاتی که داشتند و شکنجه و آزاری که از قبطیان و فرعون زمان خود می دیدند، اطلاع یابیم و سپس به شرح حال موسی(ع) بپردازیم. ادامه مطلب

سلیمان(ع) و بلقیس

سلیمان(ع) و بلقیس

سلیمان پس از آنکه از بنای بیت المقدس فراغت یافت، عازم حج گردید و همراه گروهی به مکه آمد و خانه کعبه را زیات کرد و پرده­­ای قیمتی از پارچه­های «قباطی» مصر بر آن پوشانید او اولین کسی بود که برای خانه خدا پوششی تهیه کرد و پس از اینکه مدتی در آن سرزمین توقف کرد تصمیم به مراجعت گرفت. پیش از این گفتیم که سلیمان زبان پرندگان را می­فهمید و هرگاه می­خواست آنها را به دنبال مأموریتی می­فرستاد و به طور خلاصه پرندگان نیز مانند جنیان و شیاطین و باد مسخر او بودند.

ادامه مطلب