فرازهایی از وصیتنامه شهید 12 ساله، شهید رضا پناهی

فرازهایی از وصیتنامه شهید 12 ساله، شهید رضا پناهی

بسم الله الرحمن الرحیم

مَن طَلَبَنی وَجَدَنی وَ مَن وَجَدَنی عَرَفَنی وَ مَن عَرَفَنی عَشَقَنی وَ مَن عَشَقَنی عَشَقتُهُ وَ مَن عَشَقتُهُ قَتَلتُهُ وَ مَن قَتَلتُهُ فَعَلی دِیَتُه وَ مَن عَلی دِیَتُه وَ اَنَا دِیَتُه

ادامه مطلب

شهید حسین علم الهدی

شهید حسین علم الهدی

نوجوانی شهید علم الهدی
– مصري ها در اهواز سيرك زده بودند. شده بود پاتوق آدم‌هاي بي بند و بار و فاسد. هدفشان منحرف كردن

ادامه مطلب

شهید سعید ساوه

شهید سعید ساوه

لباشس را پوشید. اندازه تنش بود. انگار از اول برای سعید دوخته باشندش! خیلی هم بهش می‌آمد. حتی پوتین‌هایش را هم با وسواس انتخاب کرده بود. همیشه همین طور بود. به سر و لباسش حساس بود. حتی وقتی می رفت منطقه!

ادامه مطلب

شهید حسینی

شهید حسینی

صدای انفجار آمد و سنگرش رفت هوا . هرچه صداش زدیم، جواب نداد. سرش شده بود پر از ترکش.
توی جیبش یک کاغذ بود که نوشته بود… ادامه مطلب

شهید حسین سلمانی

شهید حسین سلمانی

– برای ثبت نام حسین را دیر بردمش مدرسه. آخر درگیر دکتر دوای باباش بودیم. مدیر مدرسه اسمش را نمی نوشت. می‌گفت:«دیر شده! نمی تونه خودش رو به بقیه برسونه» بالاخره با کلی خواهش و تمنا اسمش را نوشتم. حسین همان سال شاگرد اول شد.

ادامه مطلب