نقش الگوها در تربيت دينی

در کودکان روحية همانند‌سازي وجود دارد. بر اساس روحية تقليد، کودکان در دوره‌اي از بزرگترها اقتباس مي‌کنند و اعمال و رفتار آنان را تقليد و انجام مي‌دهند. در بيشتر خانه‌ها وقتي کودکان نماز خواندن بزرگترها را مشاهده مي‌کنند، اداي آنان را درمي‌آورند و به خواندن نماز مي‌پردازند.

tarbiyat-dini-nojavan

نوجوان بر اساس همين روحيه مي‌کوشد رفتار بزرگترها را تقليد کند، همان طور که پس از اين مرحله، جوان بر اساس قهرمان‌جويي مي‌کوشد رفتار و کردارش همانند قهرمانان باشد، عده‌اي از جوانان در اين دوره حتي لباس و حرکات و ژست الگوهاي خود را اقتباس مي‌کنند.

وقتي بين دو نفر رابطة خوب و اعتدالي بوجود آيد، آنکه جذب شده است بدون اراده و اختيار حرکات و روحيات طرف مقابل را از خود بروز مي‌دهد. بديهي است که اين رابطة عاطفي هر قدر عميق‌تر تحقق بيابد، اين اقتباس گسترده‌تر و عميق‌تر صورت مي‌گيرد، روي اين اصل الگوها در نوجوانان اثر مي‌گذارند. بدون ترديد از جمله الگوهايي که عميقاً بر روي نوجواني اثر مي‌گذارند، پدران و مادران هستند. نوجوانان از پدران بوجود آمده‌اند و تار و پودشان آميخته با خلقيات و رفتار آنان است. بر همين اساس نوجوان از هر کس بيشتر، جذب پدر شده، مي‌کوشد همانندي را کاملتر انجام دهد. لذا پدران مي‌توانند تأثير فراواني بر روي نوجوان خود بگذارند و از همين گذرگاه به رفتار و کردار فرزندان نوجوان خود شکل و جهت دهند.

به عبارت فشرده، پدران و مادران مي‌توانند براي نوجوانان خود سرمشق خوبي باشند. به عنوان مثال پدر مي‌تواند براي فرزند نوجوانش نمونه و مدلي از صداقت و شرافت، انضباط و ايمان، تقوي و دقت و درايت باشد.

در موضوع اخلاق و دين، اعتقاد داريم که همة کودکان با فطرت خداداد خود از روحيات پاک و پاکيزه برخوردارند. با درستي و راستي و صداقت و ايثار و فداکاري آشنا هستند و در بعد مذهب و دين نيز از همان ابتدا حسّ مذهبي در آنان وجود دارد. منتهي همة اينها به صورت قوه هستند و رسالت اساسي و مهم پدران و مادران اين است که با تحقق به روحيات زيبا و تعهد و ايمان و انجام فرائض ديني و عبادي قوه‌ها را به فعليت درآورند. وقتي که پدر و مادري از نظر خلقي و ديني فاقد صلاحيت‌هاي لازم باشند، دو ضرر عمده متوجه نوجوان چنين پدر و مادري خواهد شد. اول اينکه روحيات زيبا و فطري نوجوان همچنين حس مذهبي و ايمانی‌اش شکوفا نمي‌گردد. دوم اينکه روحيات فطري کودک و نوجوان به خاموشي مي‌گرايد و آرام‌آرام نوجوان با خلقيات نازيباي پدر و مادر آشنا مي‌گردد و همان‌ها را احساس مي‌کند. خداوند متعال در قرآن مي‌فرمايد: « اِنَّا وَجَدنا آبَاءَنا عَلَي هذا و اِنَّا عَلَي آثَارِهِم مُقتَدُون » ما پدران خود را اين چنين ديديم و بناچار از رفتار و کردار آنان پيروي خواهيم کرد.

با تأمل و تعمق در اين آيه شريفه بخوبي آشکار مي‌گردد که فرزندان همان راه و روش پدران را در پيش مي‌گيرند و همان شاکلة پدران را در خود ايجاد مي‌کنند. براي توضيح بيشتر مثال مي‌زنيم: وقتي پدري در انجام کارهاي خود دقيق و منضبط باشد، همين روحيه بتدريج به فرزندش انتقال مي‌يابد. چنانچه پدري بذله‌گو و شوخ باشد، همين روحيه آرام آرام در فرزندش مشاهده مي‌گردد پدر فعال و کوشا، فرزندش نيز ساعي و فعال است، چنانچه فرزند پدر لاابالي و بيکاره، عاطل و باطل است.

نياز به مذهب از ضروري‌ترين نيازهاي آدمي است و ريشه در فطرت او دارد. يکي از وظايف عمدة پدران و مادران بيدار ساختن حس مذهبي و ديني فرزند نوجوان است. بديهي است که نوجوان در دورة کودکي با انجام اين اعمال آشنايي دارد به عبارت ديگر با قالب اين اعمال انس و الفت دارد، ولي در دورة نوجواني، پدران و مادران به جاي تحميل و زور بايد بکوشند مباني ايماني و اعتقادي را در جان و روان نوجوان تزريق کنند. بديهي است که وقتي هر عمل زير بنايش انگيزة دروني باشد، آن عمل با کيفيت بهتري انجام خواهد گرفت، در حالي که اگر فاقد باور و ايمان باشد، نوجوان از انجام آن عمل عبادي خسته شده، آن را رها خواهد ساخت. فراموش نکنيم که کودک در دورة کودکي به وسيلة تقليد با قرائت اعمال عبادي آشنا مي‌گردد، ولي در دورة نوجواني نياز به باور و ايمان دارد و باز واضح است وقتي کسي چيزي را باور داشت هرگز از انجام آن احساس ملال و خستگي نخواهد کرد. توصية ما اين است که پدران و مادران در انجام امور مذهبي و ديني، به جاي دستور دادن‌ها بکوشند با زبان نوجواني او را با اصول اعتقادي آشنا سازند.

مطالعة آيات قرآن اين واقعيت را آشکار مي‌سازد که دربارة انسان‌ها قبل از انجام اعمال عبادي، به ايمان و باور قلبي توصيه و تأکيد شده است. متأسفانه بايد اقرار کرد که در بسياري از خانواده‌ها براي رشد و روحية مذهبي و ديني آن‌ها به نوجوان تحميل مي‌شود و با تندي و تيزي به او فرمان مي‌دهند تا در انجام اعمال ديني و فرايض مذهبي مسامحه ننمايد. فراموش نکنيم که نتيجة فشارها و تندي‌ها در نوجوان اين است که او رغبت و تمايل به انجام اعمال عبادي ندارد.

در خاتمه خاطر نشان مي‌سازيم که در برابر نوجوان الگوهاي متعدي وجود دارند، از جمله معلمان و مربيان مي‌توانند در قالب الگوهاي ارزنده‌اي براي نوجوانان ظاهر گردند، همان گونه که دوستان و معاشران هر نوجوان مي‌توانند نقش الگويي را عهده‌دار گردند. مضمون برخي از احاديث و روايات اين است که نوجوان آئين و دين خود را از الگوي معاشر خود دريافت مي‌دارد. آخرين نکته اينکه در زندگي اجتماعي گاه الگوهاي غيرمنطقي ظاهر مي‌گردند. پدران و مادران بايد فرزندان خود را از اين گذرگاه‌هاي خطرناک برحذر دارند، زيرا نوجوان بر اثر خامي و نپختگي شيفتة اين گونه الگوهاي کاذب شده، به اقتباس از آن‌ها خواهد پرداخت. روي اين اصل مسؤولان تعليم و تربيت بايد مراقب باشند و از رشد فوق‌العادة برخي از الگوها جداً پيشگيري کنند، چرا که با اندک غفلتي نوجوان جذب آنان شده، الگوهاي منطقي و معقول را رها مي‌کند و به دنبال مدل‌ها و اسوه‌هاي کاذب اجتماعي حرکت خواهد کرد. براي پرهيز از اين امر بايد الگوهاي منطقي و صحيح را در جامعه به نوجوان ارائه داد و ارزشمندي الگوهاي واقعي را متذکر شد تا نوجوان دچار فريب نگردد.

نقش الگوها را در تربیت نوجوانان جدی بگیرید که بسیارتاثیر گذار است.

به اشتراک بگذارید...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *