مهارت حل مسأله

یکی از مشکلات نوجوان‌ها این است که تجربة حل مشکلات و رفع موانع مسیر زندگی را بدون کمک دیگران و به خصوص پدر و مادرشان ندارند. برای همین باید مهارت «حل مسأله» را به آنها آموزش دهید. این مهارت  عبارت است  از فرآيند شناختي-رفتاری که توسط خود فرد هدايت مي‌شود و فرد سعي مي‌کند با کمک آن راه حل‌های مؤثر و مناسب و سازگار با شرایط خودش برای مسايل زندگي روزمره پيدا کند. حالا ممکن است این مسائل ناشي از يک مشکل بيروني باشد و يا از درون فرد نشأت گرفته باشد(مثل اهداف،نيازها يا تعهدات شخصي)

مراحل حل مسأله
الف) پذیرش و مواجهه با مشکل: برای این‌که مشکلی را بپذیریم و با آن روبه رو شویم باید اول مطمئن باشیم که مشکل مال ماست. در این زمینه یک لطیفه برای بچه‌ها تعریف کنید: یک روز یک نفر وارد اتاقی در بالای یک ساختمان بزرگ اداری شد و گفت:«اسماعیل زن و بچه‌ات توی تصادف مردن» او هم از شدت ناراحتی خودش را از پنجره پرت کرد پایین. چون فاصله زیاد بود با خودش فکرکرد من که بچه ندارم؟! بعد فکر کرد که من که ازدواج نکرده‌ام؟!! بعد هم با خودش گفت:«من که اسمم اسماعیل نیست!!»
یعنی گاهی جو زده می‌شویم و در مشکلی که مال ما نیست وارد می‌شویم و خودمان را گرفتار می‌کنیم. مثل کسی که دید دونفر دارند چسبیده به هم راه می‌روند پرید وسط آنها و گفت:«ما سه‌تا داریم کجا می‌ریم؟!» یکی از آن دو نفر که پلیس بود و دستش با زنجیر به دیگری وصل بود گفت:«زندان!»
ضمنا مهم است که وقتی فهمیدیم مشکلی داریم بدانیم که هر مشکلی حتما راه حلی دارد.
ب) شناخت مشکل:باید به  تعریف و تعیین دقیق ابعاد مشکل بپردازیم و ببینیم از کجا ناشی شده است. چون شناخت ریشة پیدایش مشکل در حل آن بسیار مؤثر است.
ج) تعیین راه حل‌های مشکل: برای این کار باید اول راه حل‌های ممکن را روی کاغذ بیاوریم و بعد ببینیم بر اساس زمان و مزایا و معایب و اولویت‌گذاری کدام راه حل بهتر است. تازه شاید راه حل بسیار ساده‌تر از آن چیزی باشد که ما فکر می کنیم. برای این حرف هم یک داستانک جالب وجود دارد:«یک بار چند نفر را از کشورهای مختلف داخل یک اتاق فرستادند و گفتند با دانش و ابزار اختراعی راهی برای خروج از این در پیدا کنید. هر کس زودتر به نتیجه برسد از دانش و هوش بیشتری برخوردار است. بعد از تنها 1 دقیقه یک ژاپنی توانست از آن‌جا خارج شود. او کار خاصی انجام نداده‌بود. فقط در مرحلة اول و بررسی مشکل عاقلانه‌ترین رفتار را انجام داده‌بود. یعنی بررسی کرده‌بود که آیا اساسا مشکلی وجود دارد یا نه. و ساده‌ترین راه حل این بود که دستگیرة در را پایین بدهد. بله تعجب هم دارد! در باز بود. در حالی‌که بقیة افراد داشتند روی طرح و اختراع و تحلیل‌های عجیب و غریب برنامه‌ریزی می کردند مشکل به همین راحتی حل شد.
ج) اجرای راه حل: تنها نکته در این بخش آن است که از انجام کار نترسیم. مخاطب نوجوان شما گاهی راه حل را می داند اما از بیان، یا انجام آن واهمه دارد.
د) ارزیابی  نتایج و باز بینی: در این مرحله با توجه به نتایج به دست آمده باید تصمیم گرفت که کار را ادامه داد یا دنبال راه حل دیگری رفت. ما هيچگاه يک تکه گوشت را در حال کباب کردن به حال خود نمي گذاريم و تا زمان طبخ، بر آن نظارت مستمر داريم تا پخت و طعم آن دلخواه ما شود. در مواجهه با مسائل زندگي هم، ما نمي‌توانيم راه حل‌ها را اجرا کرده و نظارت بر آنها را رها کنيم، بلکه بايستي ببينيم در اجراي آنها موفق بوده ايم يا نه؟ آيا اين راه حل‌ها نيازهاي ما را برطرف نموده است يا نه؟

چگونه در حل مسائل ماهر شویم
اساسا افراد یک جامعه به دو گروه تقسیم می‌شوند. اکثریت که معمولا برای حل یک مسأله از شیوه های کلیشه‌ای و شبیه به هم استفاده می کنند. و گروهی اندک که از خلاقیت برای حل مشکلات بهره می‌برند و قاعدتا زندگی متفاوتی با سایرین دارند. خیلی راحت می‌شود به این گروه دوم پیوست. فقط  براي کسب اين مهارت، پيش نيازهايي وجود دارد که برخی از آنها را بیان می‌کنیم:
1. جامع نگري: به معناي سنجش همة جوانب يک مسأله و بررسي راه حل‌هاي مختلف آن.
2. مثبت انديشي: به معناي خوش بين بودن نسبت به يافتن راه حلّ يک مسأله.
3. تشخيص صحيح: به معناي سنجش کيفيت و کميت مسأله و کشف ريشه ها و علل آن مسأله
4. شناخت فرمول هاي عمومي حلّ مسائل (یعنی موضوع مسأله هر چیزی که باشد یک‌سری قواعد دارد که در بالا به برخی از آنها تحت عنوان مراحل حل مسأله اشاره کردیم.)
5. شناخت قواعد خاص حل مسأله. چرا که در جزئیات بین راه حل برای یک مسألة اخلاقی با یک موضوع خانوادگی یا درسی تفاوت‌هایی هست.
6. آزمون و خطا. یعنی باید راه حل‌های مختلف را تست کرد و از انجامشان نترسید. البته برای کم شدن میزان خطا لازم است مشورت بگیریم.
7. استمداد از محيط هاي پيراموني با مراجعه به مراکزي که براي حل مشکلات وجود دارد، مانند مراکز مشاوره و يا استفاده از نظرات کارشناسان ديني و روحانيّون مجرّب . مثلاً در زمان پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) يکي از کارکردهاي مسجد يا خانه پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) و حضرت علي (عليه السّلام) همين امر بوده است.
8. مشورت و کمک گرفتن از دیگران.
9. استفاده از روش‌های معنوی مثل خواندن نماز، دعا، توکل و توسل.

کسانی که این مهارت را ندارند بدون شک، در صورت نداشتن مهارت حل مسأله، ضررهاي متعددي دامنگير انسان و زندگي پيراموني او خواهد شد، عوارضي مثل:
نگراني دائمي، اتلاف وقت آشکار، انتقال استرس‌هاي فردي به ديگران و نزديکان و زهرآلود بودن برخوردها، ابتلاء به بي توجهي در عبادات، توقف و شکست در ساير ابعاد زندگي، یأس و نااميدي (که بدترین گناهان است)، تصميم‌گيري‌هاي غلط، دشمن‌تراشي براي خود، از دست دادن دوستان، موقعيت‌ها و… ، ابتلاء به عوارض رواني چون وسواس، پرخاشگري و… و در پي آن عوارض جسمي، بدبيني و منفي بافي نسبت به خدا، هستي و مردم، بروز مشکلات پي در پي (زيرا يک مشکل مشکلات ديگري را به دنبال مي آورد).

به اشتراک بگذارید...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *