الگوهای آموزش غیر مستقیم

در طرح‌ درس‌های قبل اشاره کردیم که لازم است از شیوه‌های مختلف برای بیان نکات مورد نظرتان و انتقال مفاهیم گوناگون استفاده کنید. چنان‌چه ممکن است گاهی حتی لازم به حرف زدن هم نباشد و یک حرکت چشم هزاران معنا را به مخاطب شما منتقل کند. وعده کردیم برخی از الگوهای آموزش غیر مستقیم را برای‌تان بازگو کنیم. برای این‌کار لازم است ابزارهایی داشته باشید.

الف) داستان:
گاهی می‌توانیم با بیان یک داستان به نتیجة مورد نظرمان برسیم. به خصوص داستان‌های مربوط به پيشوايان مذهب. از این طریق هم محبت ایشان را بیش از قبل در دل مخاطب جا داده‌ایم هم پیام خود را غیر مستقیم انتقال  داده‌ایم. البته خیلی اوقات هم نیاز است ماجرای انسان‌های عادی را تعریف کنیم. یا این‌که در ابتدای داستان نامی از فرد مورد نظر نبریم و در پایان که مخاطب پیام را گرفته است بگوییم ماجرا در مورد چه کسی بوده است.

ب) جو مذهبی:
خب وقتی می‌دانیم نوجوان از فضای اطرافش تأثیر می‌گیرد باید از این ویژگی در راه درستش استفاده کرد. یکی از راه‌های آموزش غیر مستقیم، این است که فرد را در فضای مناسب قرار بدهیم. مثلا در دل طبیعت صحبت از نعمت‌های الهی راحت‌تر تأثیر می‌گذارد. در مورد ایجاد بسترهای دینی، خود مسجد به عنوان محور فعالیت‌های حلقة صالحین دارای چنین ویژگی هست. اما به تناسب موضوعات مورد بحث لازم است که مخاطبین خود را به سایر محافل و مجالس مذهبی ببرید.

ج) رفتارهای گروهی:
استفاده از ابزار هنر را هرگز دست کم نگیرید به خصوص هنرهای جمعی. مثلا اجرای یک تئاتر یا تمرین یک سرود. از خود بچه‌ها بخواهید که دست به قلم شوند. خیلی از نکات آموزشی در همین نوشتن‌ها و مطالعه‌ها و فعالیت‌های هنری منتقل می‌شود.

د) غنیمت شمردن فرصت‌ها:
گاهی یک اتفاق ساده که از قبل پیش‌بینی نکرده‌ایم می‌تواند سرآغاز یک بحث تأثیرگذار باشد. فرض کنید یک شکلات روی زمین افتاده باشد که پوست دارد. می‌توانید آن را بردارید و بگویید:«اگر این شکلات پوست نداشت هیچ‌کدام از ما حاضر نبودیم آن را بخوریم. ولی چون این پوشش از آن محافظت کرده برایمان ارزشمند است. چطور می‌شود برای خودمان حجاب و پوشش نخواهیم. این‌طوری ارزش خودمان را کم کرده‌ایم.»

ه) الگو دهی:
وقتی می‌دانیم نوجوان به خصوص قبل از 16 سالگی به شدت الگوپذیر است. در این مورد هم طبیعتا بهترین الگو اولیاء الهی هستند اما در مواردی هم بنا به تشخیص خودتان و با توجه به روحیة مخاطب ممکن است از دیگران حتی انسان‌های غیر مسلمان مثال بزنید تا مخاطب شما بپذیرد که موضوع مورد نظر شما بحثی انسانی و فطری است. یکی از الگوهای مناسب هم، هم سن و سال‌های خودشان هستند. کاری که ما در بخش «راز سرخ شهادت» با داستانک‌های شهدای دانش آموز و وصیت‌نامه‌هایشان برای شما کرده‌ایم.
خودتان هم می‌توانید الگوی رفتاری خوبی برای آنها باشید. مخاطب نوجوان شما طی مراحل زیر از رفتار شما الگو برداری می کند:
شما  را می‌بیند. به شما علاقه پیدا می کند. به شما اعتماد می‌کند. شایستگی شما را باور می‌کند. خوشش می‌‌آید که مثل شما بشود. حالات و رفتار شما را تقلید می‌کند.  این تشبه را ادامه می‌دهد و «اخلاق حسنه» در او پا می‌گیرد. می‌فهمد که مثل شما بودن چه نتیجه‌ای دارد.  همین فهم عملی به او فرمان می‌دهد‌: این گونه باش.

و) خاطره:
حالا ممکن است خاطرة خودتان باشد که قطعا برای بچه‌ها جذاب است، خواه ماجرایی حقیقی از دیگران. وقتی در یک خاطره رسوایی دروغگو و یا تأثیر دعا را در مورد خود یا دیگران بیان کنید، باورپذیری بیشتری برای آنها خواهد داشت.

ز) بازی‌ها:
نوجوان کمتر از کودک به بازی نیاز دارد اما نه آنقدر کم که ما از آن غافل شویم. خیلی از بازی‌ها هستند که مخاطب شما را هم سر کیف می‌آورد هم چیزی را به او آموزش می‌دهد. البته از یک بازی ساده و تکراری مثل فوتبال یا والیبال هم می‌شود برای انتقال مفاهیمی مثل کار گروهی، نظم، رهبری و … استفاده کرد. اما بازی ها دنیای بسیار بزرگی دارند. در طرح درس بعد به برخی از بازی‌های مؤثر در کار تربیتی اشاره می‌کنیم. گرچه به تناسب در خود طرح درس‌های معرفتی هم نمونه‌های لازم را آورده‌ایم.

ح) بارش فکری:
یکی از ابزار مناسب آموزش استفاده از روش پرسش و پاسخ و به کارگیری ذهن خود مخاطبین است. مخصوصا وقتی‌که قرار است مبحثی با ریشه‌های فطری را مطرح کنیم، این روش سرعت کار را افزایش می‌دهد. اصلا شروع جلسه و طرح درس، با یک سؤال، غالبا به نتیجه منجر می‌شود و برای مخاطبین هم جذاب است.

به اشتراک بگذارید...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *